پنجاه سال پیش بود...

 

پنجاه سال پیش بود که گیتار آکوستیک برادر بزرگترش او را مجذوب کرد. مثل بسیاری از مردم در آن سال‌ها آنقدر تمرین کرد و ساز زد که پدرش پس از قبولی در رشته معماری آن هم در دانشگاه شهید بهشتی، برایش یک گیتار الکتریک خرید. اما فرهاد مجذوب از همان آغاز خود آموختگی را پیشه کرد. می‌گوید استادانش کسانی مثل دیپ پرپل، سانتانا، لدزپلین و پینک فلوید بوده‌ اند و با کاور کردن قطعات گروه‌های راک آن دوره، در جاهایی مثل کافه‌ تریاها و سالن‌های گوناگون کنسرت می‌گذاشته ‌اند.

پس از انقلاب اما، جامعه روی خوشی به آنها به ویژه گیتار الکتریک نشان نداد و او هم سراغ گیتار آکوستیک رفت که دکتر آیوازیان تنها استادش در این زمینه بود. در آن سال‌ها به ناچار پویاییش را در حوزه موسیقی پاپ با کسانی مثل محمد رضا عیوضی، ناصر عبدالهی، نیما مسیحا، امیر تاجیک آغاز می‌کند و شاگردان بسیاری هم در این حوزه داشته که بعضی از آنها مانند امید حجت برای خودشان استاد شده‌اند و تأثیرگذار.

فرهاد مجذوب بیش‌تر از بیست سال پیش که هنوز زمینه موسیقی راک فراهم نشده بود، کاستی از کاورهای قطعات معروف دنیا روانه بازار کرد که بسیار مورد استقبال قرار گرفت و حتی بیشتر آن‌ها را با قطعات اورجینالشان اشتباه گرفتند. او حالا این‌بار پس از پنجاه سال، نخستین آلبوم مستقلش را پخش کرده؛ «طلوع خورشید»ی که تمام بخش‌های آن را خودش ساخته و نواخته و حالا می‌خواهد کنسرتش را هم برگزار کند.

فرهاد مجذوب با همان متانت و وقاری که از او سراغ داشتیم در اتاق کار خانه ‌اش روبه‌روی ما نشست، برایمان ساز زد و خاطراتش را مرور کرد. با این‌که دنیای بی‌رحم موسیقی به او و خیلی از هم‌کیشانش روی خوشی نشان نداد، اما با عشق از آن حرف زد و حرف زد تا یک دقیقه پایانی گفتگو و درخواست پشتیبانی که هیچ ‌وقت از آنها نشد.

 

گزیده‌ای از این گفتگو:

با ناصر عبداللهی برای جشن برف در پیست دیزین کنسرت گذاشتیم؛ آنقدر سرد بود که ناصر از مردم پوزش خواست و برنامه را به پایان رساند.

کسانی مثل «بلک کتس» و «فرهاد» پایه پاپ راک ایران بودند.

نوازنده‌هایی که آن زمان هر شب برنامه داشتند، شبی صد تومان دستمزد می‌گرفتند.

صفحه‌های گرامافون خارجی در کمتر از یک ماه به ایران می‌آمدند و ما کپی ایرانی آنها که ارزان‌ تر بودند را می‌خریدیم.

آن زمان موسیقی راک اصلاً نُت نداشت و تا روز های پایانی دهه هفتاد فقط شعر و آکورد بندی آثار راک نوشته می‌شد.

پس از انقلاب یک عده کل گیتار الکتریک‌های ایران را در ترکیه فروختند. همین باعث شد بازار تقلب داغ شود و گیتارهای بدون برند را با عوض کردن نام‌ شان با قیمت بالا بفروشند.

زمانی‌که موسیقی ممنوع بود، با امید و ایمان حجت و شاهرخ پورمیامین جلسات موسیقی می‌گذاشتیم.

پس از آزاد شدن موسیقی، با محمدرضا عیوضی که به تازگی تیتراژ روزگار جوانی را خوانده بود روی صحنه رفتیم و از آن زمان دوباره پویایی من شروع شد.

دکتر آیوازیان تنها استاد من در این پنجاه سال بود.

کارهای من با داریوش خواجه ‌نوری تقریباً شکل راک گرفت و در بخش پاپ هم با امیر تاجیک، محمد خاکپور، نیما مسیحا و ناصر عبداللهی روی صحنه رفتیم.

دو سال عضو ثابت گروه ناصر عبداللهی بودم؛ تا همان سالی که درگذشت.

آن زمان سن و سال کمی داشتم و نتوانستم با کسانی مثل کوروش یغمایی همکاری کنم.

فرشید اعرابی در حوزه موسیقی راک و متال با واژگان پارسی، آثار خوبی روانه بازار کرده است.

ما از پنجاه سال پیش یک زمینه فکری در حوزه موسیقی راک داریم و خواستم با آلبوم «طلوع خورشید» پُلی بین نسل گذشته و حال بزنم و بگویم این نوع موسیقی پایه ‌ای هم دارد.