کریستوفر فون دیلن ...

 

کریستوفر فون دیلن سرپرست گروه موسیقی آلمانی شیلر خود را بسیار خوشبخت می داند که توانسته با هنرمندان ایرانی کار کرده و آثار مشترکی را تولید کند، او چنان احساس قلبی با ایران دارد که گویی فاصله اش با ما به اندازه یک پیچ در خیابانی در برلین است.

 

پلی فرهنگی میان ایران و آلمان؛ رویایی که در خواب هم نمی‌دیدم

زمانی که هفت ساله بود، پدرش برای کار به ایران می آمد و در بازگشت به خانه‌اش در آلمان، یک کیسه پسته برای خانواده اش سوغات می‌برد و از ایران و ایرانی تعریف‌های پرهیجانی می کرد، فون دیلن از این کشور برای خود رویا ساخته بود.

اکنون که پس از گذشت سالها، پایش به ایران باز شده، هنگام حضور در سرزمین کهن، خواب به چشم ندارد چون در ایران چیزهای بسیاری برای دیدن و تجربه کردن وجود دارد که باعث می‌شود کمتر بخوابد.

به قدری ایران برای این هنرمند برجسته آلمانی شگفت انگیز است که گاه با پخش تصاویر و یا ویدئوهایی از سفرش به ایران در صفحه اینستاگرامش، خاطرات این سفر را زنده می کند. این موسیقیدان آلمانی به تازگی آلبوم جدیدی را به طور مشترک با هنرمندان ایرانی ساخته است؛ پیروز ارجمند، پویا سرایی، یلدا عباسی به‌عنوان نوازنده سازهای دف، نی، سنتور و دوتار خراسان، نیلوفر پارسا هنرپیشه سینما و تلویزیون با دکلمه غزلی از حافظ و حجت اشرف زاده به عنوان خواننده با گروه آلمانی شیلر در تازه ترین آلبوم این گروه همکاری کرده اند.

شیلر آذر و اسفند 96 در تهران کنسرت برگزار کرد و شهریور 97 نیز برای تولید آلبوم مشترک با هنرمندان ایرانی به تهران آمد. شیلر این آلبوم مشترک را در آینده پخش خواهد کرد. در اینجا گفتگو با کریستوفر فون دیلن از نظرتان می گذرد.

 

آلبوم تازه با هنرمندان ایرانی دارای چه ویژگی‌هایی است؟

خود را بسیار خوشبخت می دانم که توانسته ام با هنرمندان ایرانی کار کنم، چون سازهای سنتی ایران را بسیار دوست دارم، مانند سنتور که صدای زیبایی دارد، همچنین دوتار، دف و نی که عالی و شگفت انگیز هستند. برای من بسیار جالب است که جوانان ایرانی چگونه این سازها را می شناسند و در نواختن آنها مهارت دارند.

 

چرا به فکر ساختن آلبوم و اثری مشترک با ایرانیان افتادید؟

همیشه در سفرهای حرفه ای خود با هنرمندان میزبان کارهای مشترکی را انجام داده و آثاری را ساخته ام. موسیقی الکترونیک می سازم و این بسیارهیجان انگیز است که این صدا و آوازها را با سازهای آکوستیک ویژه دیگری پیشرفت دهم. کار برایم با سازهای ایرانی بسیار منطقی به نظر رسید. کنسرت‌هایی که در سالهای 2017 و 2018 در تهران برگزار کردم، انرژی بسیاری داد و به همین دلیل تصمیم گرفتم این انرژی را به طور مستقیم روی موسیقی بگذارم. برای من افتخار بزرگی است که با هنرمندان ایرانی کار کنم از اجرای کنسرت‌های آتی در ایران استقبال می‌کنم.

 

موسیقی چه نقشی در پیوند فرهنگ دو کشور می‌تواند داشته باشد؟

سعی کرده ام احساساتم را با موسیقی بیان کنم، گذشته از اینکه ما از کجا می آییم و کجا به دنیا آمده ایم، همه انسان هستیم، موسیقی یک زبان بین‌المللی و همگانی است که ما را به یکدیگر مرتبط می‌کند. امیدوارم موسیقی بتواند به انسان‌ها برای بهتر شدن کمک کند.

 

آیا تمایل دارید که پل فرهنگی بین ایران و آلمان باشید؟

اگر پل ارتباطی طبیعی بین دو فرهنگ و ملت وجود داشته باشد، ما هم باید آماده عبور از آن باشیم. من شانس، خوشبختی و افتخار بزرگی داشتم که توانستم با موسیقی خود هزاران کیلومتر این سوی دنیا بین دو ملت ارتباط برقرار کنم و باعث تلفیق هنر ایران و آلمان شوم، هرگز در خواب هم نمی دیدم که بتوانم پلی ارتباطی میان فرهنگ و هنر دو کشور باشم که برایم باورش سخت است.

 

نظرتان در مورد فرهنگ ایران چیست؟

فرهنگ ایرانی بسیار شگفت انگیز است و نکات بسیاری در این فرهنگ وجود دارد که می خواهم با آنها آشنا شوم. ارتباط جوانان ایرانی با فرهنگ و سنت سرزمینشان بسیار برایم جالب است؛ آنها اطلاعات بسیاری درباره فرهنگ خود دارند و به آن مشغول هستند. کمتر کشوری را می‌شناسم که با فرهنگ سنتی خود چنین ارتباطی برقرار کرده باشد و چنین نقش مهمی برای آن در زندگی روزانه خود تعریف کرده باشد.

 

نظرتان در مورد سفر به ایران و برنامه‌های این سفر چیست؟

بسیار از سفر به ایران لذت برده ام. لحظه ها برایم فراموش نشدنی بود و بی‌صبرانه منتظر سفر آتی هستم، ایران برایم جالب، جذاب و شگفت انگیز است که به دلیل مردم خوب این کشور است. ارتباط با مردم ایران  انرژی ویژه ای می دهد، خودم را خوشبخت احساس می کنم که دوستان خوبی در این کشور یافته ام. فقط باید مراقب خوابم باشم چون در ایران چیزهای بسیاری برای تجربه کردن وجود دارد که باعث می شود کم بخوابم و در حقیقت دلم نمی آید بخوابم چون همیشه می‌گویم فرصت برای خواب بسیار است.

 

چه احساسی از سفر به ایران دارید؟

من هر بار برای سفر به ایران بسیار خوشحال هستم، پرواز به ایران بیش از چهار ساعت و نیم طول نمی‌کشد، ایران برایم به قدری نزدیک است که انگار سر پیچ در خیابانی در برلین می توانم به آن برسم.

از هواپیما خارج شدن و نفس کشیدن در هوای ایران فوق العاده است و بیشتر زمان هایی که به ایران می رسم شب و هوا تاریک است و می توان از دور چراغ های شهر را دید که واقعا احساسی زیبا و عالی دارد. مهمان نوازی ایرانیان را دوست دارم و همیشه سعی می کنم این انرژی را که دریافت کرده ام دوباره بازگردانم.