داور جشنواره ملی موسیقی جوان، موزیسین های جوان موسیقی مقامی را نقاط اتصال فرهنگی کشور دانست و گفت:

با این موزیسین های جوان می توانیم به آینده دلخوش باشیم. حمید رضا اردلان پژوهشگر حوزه موسیقی، افزود: موزیسین های جوان موسیقی مقامی، نقطه اتصال فرهنگی کشور هستند و وجود چنین سرمایه هایی اتصال و تداوم فرهنگی ما را به همراه دارند.  وی ادامه داد: با این اشخاص که نتیجه فرهنگ کهن ایران زمین، هستند می توانیم دلخوش به آینده باشیم.

این استاد موسیقی مقای اظهارداشت: جای بسی نا خرسندی است که این مراقبت و وظیفه شناسی نسبت به این سرمایه ها وجود ندارد .وی اضافه کرد: از سرنوشت پدیده های موسیقی که آقازاده های حقیقی فرهنگی هستند، بی اطلاع هستیم و این گونه رها کردن سرمایه های فرهنگی بی تردید به کشور صدمه خواهد زد.

اردلان تصریح کرد: سرمایه هایی مثل هنرمندان اصیل خراسان، ترکمن، تبری، بلوچ، کرد، لر، آذری، گیلک و غیره همه با هم وجه فرهنگی و هویت ایرانی کشورمان را شکل می دهند و بخش قابل ملاحظه ای از این فرهنگ در موسیقی پا می گیرد. درست مثل موضوع اتصال به شعر، منظومه ها و ادبیات، به لباس و ملزومات، تکمیل کننده آیین ها به همه این موارد موسیقی ربط دارد.

داور موسیقی مقامی دوازدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان درباره آسیب شناسی موسیقی مقامی، گفت: تنوعی در انواع موسیقی مقامی هر منطقه وجود دارد، به عنوان مثال در ترکمن صحرا آن چیزی که شرکت کنندگان به عنوان موسیقی مقامی به جشنواره می فرستند، چند وجه مختلف دارد.

وی افزود: یک وجه آن این است که نوازندگان، طبق الحان و نغمات ترکمن صحرا، می نوازند؛ یعنی، افرادی از کودکی و نوجوانی مبادرت به نواختن و تکمیل یک رپرتوآر مفهومی می نمایند که بعدها رپرتوآرهای جزیی از بطن شان، برای اجرا بیرون می آید.به نظر من این بخش فوق العاده است و ما هنوز استعدادهای زیادی داریم. کسانی که در خانواده های موزیسین رشد می کنند و به طور مداوم در یک فرهنگ خانوادگی، نسل به نسل این تکنیک ها را آموخته و حفظ کرده اند و این بهترین بخش در کارهایی که است ما می شنویم. با این که تعداد شرکت کنندگان در یک بخش زیاد نیستند اما به لحاظ کیفی بخش قابل توجهی را شامل می شود.

این استاد موسیقی گفت: در بخش دیگر افرادی حضور دارند که موسیقی را بدون داشتن این پیشینه فرهنگی یاد می گیرند.در این دسته عده ای نمی توانند مفاهیم را درک و اجرا کنند.اما در این میان تعداد کمی هم متوجه این نقص می شوند و سعی می کنند خودشان را به این فرهنگ متصل کنند و دسته سوم هم کسانی هستند، که اساسا متوجه ماهیت و هدف اصلی جشنواره نیستند.البته این سه بخش در میان شرکت کنندگان اقوام ایرانی ما مشترک است.

 در میان کسانی که در دسته اول قرار می گیرند، در فرهنگ موسیقایی منطقه شان رشد می کنند و در جشنواره حاضر می شوند، پس از جشنواره کم کم این هنرمندان معرفی می شوند و به یک شهرت نسبی دست پیدا می کنند و در دوره های پیشرفته که شرکت می کنند دچار چند سرنوشت متفاوت خواهند شد.به گفته وی، دسته ای از این موسیقی دان ها مانند قدیمی ها که در مراسم ها و آیین های مردم شرکت می کنند و قطعات مورد علاقه آن ها را اجرا می کنند، با مردم انس می گیرند.در آن جا قضاوت راجع به پیشه موسیقی یک موضوع جداگانه نبود، یک هسته جامعی وجود داشت که در این هسته هر کس کار خود را انجام می داد به طور مثال کسی که موسیقیدان بود، مثل حاج قربان سلیمانی و یا استاد نورمحمد درپور کشاورزی هم انجام می داد برای این اشخاص موضوع ساز بیشتر جنبه خانقاهی داشت.

این پژوهشگرهمچنین نبود حمایت های کافی از موسیقیدان های جوان را از معضلات بزرگ عرصه فرهنگ و هنر دانست و ادامه داد: جشنواره در میانه راه قرار دارد، که در ابتدا به سنت های موسیقایی متصل است.در ادامه جشنواره زمینه ای را برای دور هم جمع شدن موزیسین های کشور و تبادل فرهنگی را میانشان فراهم می کند و شرایطی را به وجود می آورد که افراد به بروز استعداد و توانمندی شان بپردازند.و در نهایت میان آثار قضاوت می کند.

وی اضافه کرد: اما هنرمندان ما به محض خروج از جشنواره تحت حمایت هیچ سازمانی قرار نمی گیرند و همه چیز به یک باره رها می شود و فقط این سنت های موسیقایی هستند که در حد آموزش تا به این جای کار کمک کننده بوده اند. درست به همین دلیل است موسیقی امروز وجود دارد.

اردلان گفت: من امروز یک موسیقیدان جوان را در رده سنی «الف» دیدم که در نوازندگی دوتار و آواز بی نقص بود و می توان از او به عنوان پدیده این جشنواره نام برد.مسئله مهم این است که جوان ما توانسته با این سرعت پیشرفت کند.اما متاسفانه وجود این پدیده ها هیچ جایی در نگاه کلان مدیران فرهنگی ما که بخواهند برای حفظ و پرورش این استعداد ها تلاش کنند، ندارد.